
این هم عکسی از ننه قورت اعظم شاهزاده ای
که برای تولید اولین گرگ آسمانی، با آقا گرگه زیر پتو رفت تا معامله از دهن نیوفته و پتو سرد نشه؟؟؟
آذری های آریایی فخر ایران و بوزگوردهای پانترکیست ننگ ایران هستند

اسامی و شخصیتهای نامبرده شده در این داستان اصلا اتفاقی نیست و هرگونه تشابه نامی کاملا از روی غرض میباشد!
ننه قورت اعظم ، شاهزاده زیبایی که
قربانی
شونیسم فارس شد!

ابتدا نتیجه گیری را بخوانید مگه چی میشه؟
نتیجه گیری:
در داستان فوق که بصورت اورژینال آورده شده ، هیچ سخنی از
نام آقا گرگه به میان نیامده!! و آن گرگ احتمالن آسنا نام داشته!!
شونیسم فارس در کارتونی مسخره که قصد تمسخر این اسطوره
گرامی را داشته ، سعی کرده که نام آقا گرگه را (شرک) عنوان کند
شونیسم فارس برای فرار از واقعیت تاریخی پیدایش گرگ آسمانی،
نام شاهزاده قورت را (فیونا) اعلام کرده است!
شونیسم فارس در حرکتی خزنده یک الاغ خاکستری پرحرف را همراه
شرک به قصه وارد کرده تا گرگها را استحاله کند و منظور خاصی را داشته پدر سوخته!!
نام شهر مورد نظر (اویغور آباد) بوده که شونیسم فارس به
دروغ آنرا (فارفاراوی) نامیده است.

و انواع آن!!
اسطورهشناسی دانشی است که به
بررسی روابط میان افسانهها، و جایگاه آنها در دنیای امروز میپردازد. اسطوره نماد زندگی دوران پیش از دانش و صفت و نشان مشخص روزگاران
باستان است. تحول اساطیر هر قوم، معرف تحول شکل زندگی، دگرگونی ساختارهای اجتماعی
و تحول اندیشه و دانش است. در واقع، اسطوره، نشانگر یک دگرگونی بنیادی در پویش
بالا روندهٔ ذهن بشری است
انيميسم چيست ؟
آنیمیسیم به معناى تحريك كردن و به هيجان آوردن ، از همان كلمه
روح است . روح يا روح پرستى نوعى مذهب ابتدائى است ، يا ابتدائى ترين مذهب عالم
است .
روح پرستى به اين معنى است كه قبائل ابتدائى به وجود ارواح نامرئى
خاصى معتقد بودند. اين ارواح چه خصوصياتى دارند؟یکی از خصوصياتشان اين است كه
داراى شخصيت انسانى هستند، آگاهى دارند، اراده دارند، كينه دارند، نفرت و عشق و
محبت دارند، خدمت يا خيانت مى كنند، شومند يا مقدس و خيرند يا شر. اينها همه صفات
انسان است كه به ارواح داده شده است . اين ارواح ، كه ارواح انسانى هستند، انسان را
زندگى و حيات و حركت مى بخشند.
پیروان آنیمیسم : پیرو یک نوع بت پرستی هستند و از هیچیک از مذاهب جهانی طرفداری نمی کنند و اگر هم بنمایند
فقط امریست ظاهری.
انیمالیسم چیست؟
انیمالیسم به معنای تحریک کردن یا تحریک شدن توسط یک حیوان است، در انیمالیسم بر خلاف انیمیسم روح پرستی بی معنی است و بیشترین نقطه اتکا همان حیوان است و با توجه به اینکه حیوان دارای روح نیست، جوامع ابتدایی و انیمالیست، خوی حیوانی را گرامی میدارند . گاهی با شخصیت یک حیوان از نظر خوی حیوانی ارتباط برقرار میکنند و گاهی خود در غالب حیوان ظاهر میشوند ، گاهی رفتار آن حیوان را تقلید میکنند و یا صدای او را تقلید میکنند و نام آن را بر روی خود می گذارند و یا در باورهای قومی خود از یک حیوان ضرب المثل میسازند

شخصی را میشناسم که وقتی به او گفتم چرا نام قورت اوغلی را برای خود انتخاب نمودی ؟ در جوابی تند و خشن به من گفت که این نام طی یک مراسم با شکوه و خانوادگی توسط بزرگان فامیل برای او انتخاب شده است .
انیمالیسم پورنو!!
بدترین نوع انیمالیسم از نوع پورنو آن است ، در مبحث انیمالیسم تنها نقطه اشتراکی مابین انسان و حیوان فقط شهوت است و این حس تنها راه ارتباطی مابین ایشان است. در این گونه از انیمالیسم ، شخصی اسطوره ای با یک حیوان هم آغوش میشود و از او دارای فرزند میشود و یا حیوان را آبستن میکند!! در این نوع انیمالیسم نقطه اتکا بین اسطوره و حیوان همانا هم خوابگی است .سکس و شهوت در بین اسطوره و حیوان بسیار ساده و عملی انجام میشود و حتی در باور پیروان آن ، این عمل هیچ گونه شکی را ایجاد نمیکند و ایشان تمایلی هم برای استفاده از قوه خرد ندارند و لزومی هم نمی بینند که آنرا بکار گیرند زیرا این امر در میان ایشان امری بدیهی است و غیر قابل انکار. وقتی برای این گونه جوامع ابتدایی که دارای باورهای فرومایه هستند اگر بگویی انسانی را با حیوانی درنده خوی ، امکان معاشقه نمیباشد ، ایشان این کلام را بر نمی تابند و خشمگین خواهند شد .

بطور مثال:
گرگ خاکستری در اسطوره های پیدایش گوگ ترک ها (ترک های آسمانی)عنصر
میتولوژیک برجسته ای است .طبق نوشته قدیمی ترین منابع چینی ، اولین خاقان گوگ ترک
ها که « آسینا» یا آچینه نام داشت از یک ماده گرگ خاکستری زاده شده بود . این
خاقان دارای نیروی ماوراء طبیعی بود و بر روزقارها و یاغموت ها حکمرانی می کرد
.توضیح اسطوره فوق این است که گوگ
ترک ها درسواحل غربی دریای غرب زندگی می کردند ، یکی از ملل همسایه که دشمن آنان
بود با حمله ای آنان را قتل عام کرد ، از این کشتار تنها یک پسربچه زنده ماند .
سرباز دشمن که اورا دیده بود نخواست اورا بکشد ولی دستها و پاهای وی را برید و
اورا در باطلاقی انداخت . این بچه را گرگ ماده ای پیدا نموده و بزرگ کرد و از وی
حامله شد . خان دشمن وقتی از زنده ماندن او با خبر گشت ماموران خود را برای کشتن
آن شاهزاده فرستاد و گرگ خاکستری قبل از رسیدن ماموران دشمن شاهزاده را برداشت و
به شرق آمد و در غاری پناه گرفت و در همانجا پسری بدنیا آورد . بعد ها خاقان های
ترک هرسال در ماه مخصوصی آدمهای خودشان را به این غار مقدس میفرستادند و در آنجا
قربانی کرده و به ارواح اجدادشان هدیه می کردند . این غار را ترک ها «بودون اینلی»
یعنی خدای نگهدارنده ملت می نامیدند.
همچنین:
از قرن چهارم میلادی به بعد در منابع چینی در باره ترک های اویغور
اطلاعات با ارزشی وجود دارد و هنگام ذکرنام اویغور ها منشاء آنان را به اسطوره گرگ
خاکستری نسبت می دهند . طبق یکی ازاین روایات چینی یکی از خاقانهای هون ها دو دختر
بسیار زیبارو داشت ، اطرافیان خاقان اعتقاد داشتند که این دختران شایسته خدا
هستند. خاقان تصمیم می گیرد این دختران را به خدا هدیه کند و بدینجهت آنان را
درقلعه بزرگی در نقطه ای که کسی را بدان دسترسی نبود پنهان می سازد . روزی در
مقابل این قلعه گرگی ظاهر می شود و یکی از دختران خیال می کند که این گرگ فرستاده
خداست و با آن گرگ هماغوش می شود و اویغورها از پیوند گرگ با آن شاهزاده خانم زیبا
بوجود می آیند .( این شاهزاده را امروزه به
نام ننه قورت اعظم
میشناسیم که بزودی با مطلبی طنز به شخص او میپردازیم)
فتیشسم طبیعی (پرستش شی طبیعی)
فتیش: شی یا اشیایی است مثل مهره ها یا سنگ ریزه ها و مثل بعضی از اشیاء
متبرکه که مورد پرستش بدوی بوده است. فتیش به معنای"اعتقاد به تقدس بعضی از اشیاء طبیعی است" معابد اولیه انسان و عبادتگاه
بدویان شکاف های کوه بوده است. بدویان با دست زدن و مس کردن ویا بوسیدن اشیاء
متبرکه آنها را عبادت می کردند.
فتیشسم مصنوعی (پرستش شی مصنوعی)
فتیششم مصنوعی مانند فتیشسم طبیعی است ولی در فتیشسم مصنوعی انسان
بدوی که در پست ترین جایگاه انسانی قرار دارد ، خود با ساخت اشیا مورد علاقه خود،آنرا
پرستش میکند و هیچگاه معبود خود را از خویش دور نمی نماید و با مس کردن ویا بوسیدن اشیاء متبرکه آنها را عبادت میکند.
فتیشسم پورنو ( دارای بار شهوتی)
در این نو فتیشسم که سخیف ترین نوع آن است ، انسانی با خوی وحشی جسمی را که ارتباط مستقیمی با امر شهوت دارد را ساخته و آن را پرستش میکند. این انسان قابل اصلاح نیست و در جوامع امروزین جایگاهی ندارد و همیشه با جوامع اجتماعی اطراف خود در حال نزاع است و علاوه بر اینکه نمیخواهد هنجارهای اجتماعی را رعایت نماید ، میخواهد جوامع مترقی نیز مانند ایشان رفتار نمایند.

بطور مثال:
نزد قبيله باشقرد: اين جماعت شرورترين و كثيفترين تركها و سختترين
ايشان در آدمكشي ميباشند. [ناگهان ميبينيد] مردي مرد ديگر را به زمين انداخته
سر او را ميبُرد و آن را برميدارد و بدناش را رها ميكند. آنها ريش خود را ميتراشند و شپش ميخورند. بدين
شكل كه درزهاي نيمتنهي خود را جستوجو كرده، شپشها را با دندان جويده، ميخورند
… هر يك از ايشان
تكه چوبي به شكل آلت مردي تراشيده و به گردن خويش ميآويزند و چون قصد سفر يا
برخورد با دشمن كند، آن را ميبوسد و بر آن سجده ميگذارد و ميگويد: «خدايا با من
چنين و چنين بكن!» من به ترجمان گفتم از يكي از ايشان بپرس دليل آنها براي اين
كار چيست و چرا اين آلت را خداي خود ساختهاند؟ گفت: «زيرا من از مانند آن بيرون
آمدهام و براي خود آفرييندهاي جز آن نميشناسم!»(سفرنامه ابن فضلان ترجمه سيد
ابوالفضل طباطبائي)
اسطوره شناسان بر این باور هستند که پیروان فتشیسم شهوانی کمی اصلاح شده اند و با توجه به پیشرفت امروزین بشر، ایشان هم ترقی نموده و به سمت انیمالیسم پورنو سوق داده شدند . عنصر مشترک شهوت تنها چیزی بود که باعث پیشرفت این گروه گردید.
ادامه دارد.......